ما چیزی‌مون نمیشه

روایتی از سقوط افغانستان ۱. – این صدای تک تیرانداز است، این خمپاره، این موشک، این رگبار. آدم ذاتا استعداد دارد برای یاد گرفتن اینها‌. موشک آنی‌ست که زیر پات روی زمین حس می‌کنی، خمپاره از صدایش دورتر است، صدای تیر در شب پخش می‌شود و تشخیص جهتش سخت است‌. …

نور سوم

موقع بخیه زدن، من همیشه داوطلب می‌شوم. در فاصله‌ای که دو لبه پوست با هم مماس می‌شوند، پوست را به پوست گره می‌زنم و چیزی در من آرام می‌گیرد. به عقب برمی‌گردم، به پیش از خراش عمیق، پوستی که پاره شده، گوشتی که دریده شده. زخم را تمیز می‌کنم و …

بازگشت به بالا
Verified by MonsterInsights